
تا غروب را به تنهايي ببيني
تنها باش
به اندازه جمعيت تنهايي .
ببين كه گياهان جزو قدوقواره
هميشگي تو هستند .
هيچ آينه اي نمي تواند
تنهاييت را در خود جا بدهد .
اي جان زمين .
من هم جزو تنهايي توام
ريشه بي برگ خشك مي شود
كي گفته بود :
شاخه هايم برگ نمي خواهند .
شب دريا ماه و ستاره ندارد .
كي گفته بود :
قلب ندارم .
روح ندارم .
در اين تنهايي هميشه تنهايي .
فقط زبان خودت را بياموز
ببين . هرچه نداريم
در وسط ماست .
تا آب و گل هست ؛
به برگم مي رسم .
اين را گل مي گفت :
از ساقه شروع شدم .
از شاخه نمي افتم
تو تنهايي
چقدر خوب آغوش تنهايي
غروب سرخ را اندازه مي گيري .
pic from myself
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
هر وقت خوندی نظر بده.مرثی