جستجوی این وبلاگ

صفحات

کل نماهای صفحه

پست های پرطرفدار

خوش آمدید

به سیستم جامع علمی و تجارت اینترنتی خوش آمدید . نظر بدهید تا بتوانیم بر اساس نظرات شما خوب عمل کنیم . بر اساس عضویت می توانیم ,بهتر خواسته های شما دوستان عزیر را پی بگیریم .
متشکرم

۱۳۸۹ فروردین ۲۶, پنجشنبه


دیگر عصبانی نخواهم شد .
به روزگار ثابت خواهم کرد که آرام است .
فانوس به راه روشن است .
چشم ها به باران زیباییها ,باز است .
به دیار رویاهایم هیچ دشمنی زندگی نمی کند .
کو دشمنی که ببخشمش .
تا دوست گران من شود .
دوستی را در بستر
علوفه هایی که درختان را در بغل گرفته اند ,
مشاهده کردم .
با گلهایی که هیچ خاری دشمنشان نیست .
دو چشم داریم .
میان سری که وجود آنهاست .
روحی که با تمام وجود می بیند .
چشمی که سیاه می بیند
وچشمی که سفید می بیند .
چرا بال پرستوها را رنگارنگ نکنیم ؟
چرا آسمان را تمیزتر نکنیم ؟
چرا زمین را رنگ سبزی نزنیم ؟
چرا از پرنده خوشبختی ,بال و پر نگیریم ؟
به من نگویید که خوش بینی بد است .
به بدیها هم خیلی خوش بینم .
زشتی چه زیبایی را معرفی می کند ؟
تاریکی چه روشنایی را به ما می شناساند ؟
ستاره ای می گفت :
شب هست تا در آن بدرخشم .
چرا شب ها را رنگ آفتاب نزنیم ؟
با ستاره هایی خوش پوش.
برای قلموهایمان
بگذار رنگهای زیادی انتخاب کنیم .
تنها سیاه خوب نیست .
روی تن نور خراش می زند .
روی تخت سیاه شب
کسی با رنگ سیاه نمی نویسد .
با رنگین کمان
می توان شب را هم عاشق کرد .
نور را به شب هدیه کنیم .
تا نیازارد خود را .
تا بشود روی تخته سیاهش نوشت :
شب بخیر عزیزم .
امیدوارم مرا به دوستی خواهی پذیرفت .
تیرگی را جلوی آینه می برم .
تا چروک های صورتش را بشمارد .
زبان درازی برای آینه می گذارم ,
تا حرفهایش را زود بزند .
راحت به او بگوید که
هرکس ناجی خود است .
به تو می گوید ای شبم .
تو همیشه روشنی .
فقط تاریکی های خوف
تمام و کل ,حقت نبود .
حقت بود که
زیبا باشی .
چشمهایت رنگی ببینم .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

هر وقت خوندی نظر بده.مرثی